لغت نامه دهخدا
صرفه نگاه داشتن. [ ص َ ف َ / ف ِ ن ِ ت َ ] ( مص مرکب ) درخرج ملاحظه کردن. صرفه جوئی کردن. صرفه جوئی. به اندازه خرج کردن. رجوع به صرفه جوئی و صرفه جوئی کردن شود.
صرفه نگاه داشتن. [ ص َ ف َ / ف ِ ن ِ ت َ ] ( مص مرکب ) درخرج ملاحظه کردن. صرفه جوئی کردن. صرفه جوئی. به اندازه خرج کردن. رجوع به صرفه جوئی و صرفه جوئی کردن شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 که تمامی روشهای فوق برای عملیات با متراژ بالا به صرفه و هزینهبر میباشند.
💡 موزه ملی ساختمان برای تأکید بر «انرژی تجدیدپذیر، مقرون به صرفه گی، و سیستمهای صلاحیت دار زیستمحیطی» و نقش آن در حصول نسل جدیدی از مهندسین ساخت محیط زیست، دریافت نمود.
💡 شبنم از خورشید تابان صرفه نتوانست برد عالمی آیینه با رویت مقابل دید و سوخت
💡 جز آرزو، چه صرفه و سود، از جهان برد آن کس که عمر صرف طمع وقت آز کرد
💡 دام سخت است مگر یار شود لطفِ خدا ور نه آدم نبرد صرفه ز شیطانِ رجیم
💡 همواره در نامه ها و رهنمودها به فرمانداران خود سفارش به قناعت و صرفه جوئى مىفرمود و از خيانت به بيت المال هشدار مى داد.