شوی فریبی

لغت نامه دهخدا

شوی فریبی.[ ف ِ / ف َ ] ( حامص مرکب ) عمل شوی فریب. شوهرفریبی.

جمله سازی با شوی فریبی

💡 شهانرا ذره ذره خاک بر سر میکند دوران فریبی میدهد چون طفل با اشکال و الوانش

💡 از باشگاه‌هایی که در آن بازی کرده‌است می‌توان به کلمبوس کرو، باشگاه فوتبال ماتلوک تاون، و باشگاه فوتبال نورث فریبی یونایتد اشاره کرد.

💡 از باشگاه‌هایی که در آن بازی کرده‌است می‌توان به باشگاه فوتبال یورک سیتی، باشگاه فوتبال هال سیتی، باشگاه فوتبال نورث فریبی یونایتد، و باشگاه فوتبال بوستون یونایتد اشاره کرد.

💡 ) باور دارد (نقیض P‏). چنین فریبی به‌طور عمدی صورت گرفته و مستلزم آن است که فریب دهنده خود به

💡 توانم جستن از دام فریبی اینچنین بیدل چو شبنم‌ گر بجای ‌گام من هم چشم بردارم

💡 چون حبابم پردهٔهستی فریبی بیش نیست بحر عریانست اگر بیرون‌کنی پیراهنم