شار غرجستان

لغت نامه دهخدا

شارغرجستان. [ رِ غ َ ج َ ] ( اِخ ) شار ابونصر. رجوع به شار ابونصر و ابونصربن محمدبن اسد شود.

فرهنگ فارسی

شار ابو نصر

جمله سازی با شار غرجستان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در دوران اسلامی از شمال غرب هزارستان از حدود دایزنگی تا ولایت بادغیس و تمامی ولایت غور به غرجستان که به معنی کوهستان در فارسی قدیم است یاد می‌شد. گاهی این نام را دربارهٔ سراسر هزارستان به کار می‌بردند.

💡 ترا آنجا غلامانند چون خوارزمشاه ای شه دگر چون میر طوس و زو گذشتی میر غرجستان

💡 غرجستان در اصل از واژه اوستایی «گرش» و پسوند پارسی «ستان» به معنای سرزمین گرفته شده که پس از استیلای عربی نویسی، به گونه گرشستان و سپس غرجستان آمده‌است. واژه اوستایی «گر» در یسنه فقره ۱۴، ۱۶ و ۲۸ ذکر شده‌است و به معنی کوه بکار رفته‌است. واژه «گیرو» به معنی سایه رخ در گویش هزارگی، به‌طور گسترده در مناطق کوهستانی غرجستان کاربرد دارد.

💡 عتیق‌الله پژواک نویسندۀ کتاب «غوریان» که از سوی انجمن تاریخ افغانستان چاپ شده است در مورد غرجستان چنین می‌نویسد:

💡 ازین نکوتر و مردانه‌تر فراوان کرد به پای قلعهٔ غور و به کوه غرجستان

💡 اما بعضی از هزاره ها که در جغرافیای ایران بودند در لشکر نادرشاه حضور داشتند. نادرافشار قبایلی از هزاره‌ها را در بادغیس و هرات و اسفراین، شمال مشهد مستقر کرد تا در برابر حملات ترکمن‌ها، مقابله کنند. این افراد سپس در لشکر کریم‌خان زند و قاجاریه خدمت کردند زیرا اوضاع اجتماعی هزاره ها به دلیل سختی زندگی در سرزمین کوهستانی غرجستان به خودی خود در پرورش انسان‌های توانمند از نظر روانی و جسمی اثرگذار بود.

برعیس یعنی چه؟
برعیس یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز