سراسیمگی روانی ـ حرکتی
مترادفها
پریشانی، اضطراب، آشفتگی
فرهنگستان زبان و ادب
{psychomotor agitation} [روان شناسی] حالتی از تنش و بی قراری جسمی و بیش فعالی ذهنی که با فشار دادن دست ها به یکدیگر و گریستن ناشی از نگرانی برای آینده همراه است متـ. هیجان زدگی روانی حرکتی psychomotor excitement
جمله سازی با سراسیمگی روانی ـ حرکتی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از سراسیمگی نمی بینند کام آشفته اژدهای دمان
💡 امیرکا در غیاب او شورش کرد و او را مجبور کرد با سراسیمگی بازگردد.
💡 بیمار در هنگام معاینه توسط پزشک، نشانههای شدیدی از سراسیمگی روانی ـ حرکتی را از خود نشان میداد که نیاز به مداخلات دارویی فوری و مراقبتی داشت.
💡 یکی از علائم اصلی در برخی اختلالات عصبی شدید، بروز سراسیمگی روانی ـ حرکتی است که باعث میشود فرد کنترل رفتارهای فیزیکی و حرکات بدن خود را از دست بدهد.
💡 پرستاران بخش مراقبتهای ویژه باید برای مدیریت وضعیت بیمارانی که دچار سراسیمگی روانی ـ حرکتی هستند، آموزشهای تخصصی و استراتژیهای آرامسازی ویژهای را به دقت تمرین کرده باشند.