فرهنگ معین
( سایه آمیز ) ( ~. ) (ص. ) مجازاً، ناخالص.
( سایه آمیز ) ( ~. ) (ص. ) مجازاً، ناخالص.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از فیلمهایی که وی در آن نقش داشته است میتوان به سایهها و مه و عجیبتر از بهشت اشاره کرد.
💡 تا ازان تنگ شکر صائب جدا افتاده ام سایه مژگان به چشم کمتر از صد نیش نیست
💡 بس که دارد سرو اورا تنگ در برسرکشی نیست ممکن سایه آن خوشخرام افتد به خاک
💡 هنگامی که سایه در اواخر آن شب شاهزاده خانم را عروس کرد، فهمید که این مرد قبلاً اعدام شده است.
💡 چو بخت سبزت ایشمشاد قد داد این سرافرازی سزد کز سایه ات خلقی به پیرامن بیاساید
💡 نیست در باغ نهالی به برومندی تو سایه را آخر و اول ثمر انداختهای