لغت نامه دهخدا
زردمرغک. [ زَ م ُ غ َ ] ( اِ مرکب ) برف ریم. قسمی سبزی کوهی خوردنی. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). نوعی آلاله که در قسمتهای مرتفع نقاط کوهستانی می روید. برف ریم. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به گیاه شناسی گل گلاب ص 234 و آلاله ها شود.
زردمرغک. [ زَ م ُ غ َ ] ( اِ مرکب ) برف ریم. قسمی سبزی کوهی خوردنی. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). نوعی آلاله که در قسمتهای مرتفع نقاط کوهستانی می روید. برف ریم. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به گیاه شناسی گل گلاب ص 234 و آلاله ها شود.
( اسم ) نوعی آلاله که در قسمت مرتفع نقاط کوهستانی میروید برف ریم.
برف ریم قسمی سبزی کوهی خوردنی نوعی آلاله که در قسمتهای مرتفع نقاط کوهستانی میروید
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کلکش چو مرغکی است دو دیده پر آب مشک وز بهر خیر و شر دو زبان است و تن یکی
💡 فریاد مرغکان سحرخیز این بود کای خوابناک، جان تو و جان صبحگاه!
💡 مهرگان آمد و دشت و دمن اندر خاطر است مرغکان نوحه برآرید چمن درخطر است
💡 بسی جستم به شوق از حلقه و بند که خواهم داشت روزی مرغکی چند
💡 دهنه مرغک، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان بم در استان کرمان ایران است.
💡 وسایل بستن قطعهٔ کار بر روی ماشین تراش عبارتاند از: سهنظام، چهار نظام، صفحه نظام، فشنگی، مرغک، دُرن، نوکگیر و لینت.