زبده ٔ ترونشی
لغت نامه دهخدا
زبده ترونشی. [ زُ دَ / دِ ی ِ ت َ ن ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) از مرکباتی است که در قرابادین برای درمان سینه تجویز میگردد. اجزاء آن عبارتند از: زبده لوز هندی 32، شکر 16، شراب کزبرة البئر32، شراب بلسم ( بوم ) تولو 32. پس از ساختن معجون فوق زبده را بدان میافزایند و با قاشق بعنوان دارو مصرف میکنند. ( از دائرة المعارف بستانی زبده ).
فرهنگ فارسی
از مرکباتیست که در قرابادین برای درمان سینه تجویز می گردد
جمله سازی با زبده ٔ ترونشی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هستی تو نخبه ی عرب و زبده ی عجم بابت ز طیّبین بُد و مامت، ز طیّبات
💡 خون يا شير؟ روزى حضرت امام حسن عسگرى (ع ) شخصى را پيش طبيبمتوكل فرستاد كه او زبده ترين و واردترين شاگردانش را بفرستد تا آن حضرت رافصد كند.
💡 شش جهة دمدمه ی صیت تو بادا که توئی حاصل شش جهت و زبده ی ارکان سخن
💡 «نویسنده این کتاب توانستهاست زبده معارف عصر خود و خلاصه تجارب معرفتی گذشتگان را جمع کند.»
💡 مردم چشم وزارت، مرکز دور وجود زبده ارکان و انجم حاصل کون و مکان
💡 ترکیب ماست زبدهٔ اجزای کاینات مانند زبدهای که برون آوری ز ماست