لغت نامه دهخدا
زاویه بیرونی. [ ی َ / ی ِ ی ِ ]( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) رجوع به زاویه خارجه شود.
زاویه بیرونی. [ ی َ / ی ِ ی ِ ]( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) رجوع به زاویه خارجه شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنچه ار کانی آنچه گردونی است زان جهان پوستهایِ بیرونی است
💡 این جشن در تقویم جدید زرتشتیان مصادف با مهر روز از بهمنماه شده حال آنکه ابوریحان بیرونی و دیگر منابع آنرا آبان روز گزارش کردهاند.
💡 سپاه ۴۶ موتوریزهٔ ورماخت نیز موظف بود با حرکت به شرق، حلقهٔ محاصرهٔ بیرونی در ناحیهٔ یلنیا تشکیل دهد.
💡 چو از کون و مکان بیرونی ای دوست چو از نام و نشان افزونی ای دوست
💡 هشیاری: آفات است از غلبۀ عشق صفات درونی و بیرونی را و عبارت از او صحو اول است.