زاب نودک

لغت نامه دهخدا

زاب نودک. [ ب ِ دَ ] ( اِخ ) بموجب آنچه در تواریخ درباره نسبت زاب آمده است فرزند مایسوبن نودَربن منوچهر و پدر کیقباد است. ( فارسنامه ٔابن بلخی ص 14 ). و رجوع به زاب و زاب طهماسب شود.

جمله سازی با زاب نودک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گرد از رخ گهر نتوان شست زاب او رفع ملال خاطر ما از هنر نشد

💡 نه تلخ ‌گردد زاب دِرَمنه طعم دهن نه تار آید ازگرد تیره نور بصر

💡 آنچنان تازه که طبع تو ز بخشش گردد جگر تشنه همانا نشود زاب زلال

💡 بغربت او فکند از منزل خویش چنانک آگه نیم زاب و گل خویش

💡 دل به صد پاره عدو زان تیر دل دوزت که هست در تنش خون خشک زاب تیغ خون خوار تو باد

💡 چه جای سنبل تاریک‌روی است که سبزه زاب حیوان می برآورد

قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز