لغت نامه دهخدا
رهدارخانه. [ رَ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) راهدارخانه. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به راهدارخانه شود.
رهدارخانه. [ رَ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) راهدارخانه. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به راهدارخانه شود.
راهدار خانه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زیارت پیرچوگان، روستایی در دهستان رهدار بخش مرکزی شهرستان رودان در استان هرمزگان ایران است.
💡 برزرد، روستایی در دهستان رهدار بخش مرکزی شهرستان رودان در استان هرمزگان ایران است.
💡 دهنو، روستایی در دهستان رهدار بخش مرکزی شهرستان رودان در استان هرمزگان ایران است.
💡 سیاهمغان پایین، روستایی در دهستان رهدار بخش مرکزی شهرستان رودان در استان هرمزگان ایران است.
💡 رهدار، روستایی در دهستان رهدار بخش مرکزی شهرستان رودان در استان هرمزگان ایران است. این روستا، مرکز دهستان رهدار است.