لغت نامه دهخدا
رنگرز گلگون. [ رَ رَ زِ گ ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از شراب فروش است. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). خَمّار. ( برهان قاطع ).
رنگرز گلگون. [ رَ رَ زِ گ ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از شراب فروش است. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). خَمّار. ( برهان قاطع ).
کنایه از شراب فروش است خمار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رفت آنکه به زنگار و بقم سبزه و لاله گفتی که سم گور و لب رنگرزان است
💡 چنانچه این پرزها در رنگرزی باقی بمانند بیشتر رنگ جذب میکنند و سطح کالا را پررنگ تر میکنند.
💡 داغم بر دل، که "صبر کاه" است چون ناخن رنگرز سیاه است
💡 حداقل تا یک قرن پیش که رنگینههای شیمیایی ناشناخته بودند، الیاف مورد استفاده در نساجی بهطور سنتی رنگرزی میشدند.
💡 ز اشکم چهره گه خونین و گه همرنگ زر دارد مر آن رنگرز هر لحظه در رنگ دگر دارد