لغت نامه دهخدا
رنگ لکا. [ رَ ل ُ ] ( اِ مرکب ) رنگ لاک باشد و بدان چیزها رنگ کنند. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). رجوع به لکا و لاک شود.
رنگ لکا. [ رَ ل ُ ] ( اِ مرکب ) رنگ لاک باشد و بدان چیزها رنگ کنند. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). رجوع به لکا و لاک شود.
رنگ لاک باشد و بدان چیزها رنگ کنند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جهان را نیست باری رنگ و بویی که ذوق عیش در عهد شبابست
💡 بگذر از رنگ یقین و چون صبا بیرنگ شو گر گل توحید میجویی ز گلزار خدا
💡 چنین است کار سپهر دو رنگ که گاهیش صلح است و گاهیش جنگ
💡 گفتم این وصف آن گیسوی است بوی چون مشک، رنگ چون قطران
💡 در موسم بهار، می لاله رنگ را چون لاله کاسه کاسه ننوشد کسی چرا؟
💡 بر قمری و بلبل ز نشاطم مسرایید من بوی گلم نالهٔ رنگین فغانم