رستخیز نمودن

لغت نامه دهخدا

رستخیز نمودن. [ رَ ت َ / رَ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ] ( مص مرکب ) قیامت و هنگامه نشان دادن:
برآهیخت رستم یکی تیغ تیز
بدان تا نماید بدو رستخیز.فردوسی.و رجوع به رستخیز کردن و مترادفات کلمه شود.

فرهنگ معین

( ~. نِ دَ )(مص م. ) برانگیختن.

فرهنگ فارسی

قیامت و هنگامه نشان دادن

ویکی واژه

برانگیختن.

جمله سازی با رستخیز نمودن

💡 جهان ز فتنهٔ بیدار رستخیز شود چو چشم نیم‌خمارش ز خواب برخیزد

💡 به گردش زدش در زمان تیغ تیز به ناگه برآورد ازو رستخیز

💡 مر آن دختران را بسازد جهیز ز دریا نترسم نه از رستخیز

💡 تیغت ز بدسگال برانگیختْ رستخیز تا نامهٔ‌ گنه به‌ کف بدسگال داد

💡 گره در برو دست بر تیغ تیز که آرد ز گردان یکی رستخیز

💡 سوی اژدها رفت با تیغ تیز به خنجر برآورد ازو رستخیز

داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز