لغت نامه دهخدا
رأس جدی. [ رَءْ س ِ ج َدْی ْ ] ( اِخ ) ( اصطلاح فلک ) رأس الجدی. رجوع بهمین کلمه شود.
رأس جدی. [ رَءْ س ِ ج َدْی ْ ] ( اِخ ) ( اصطلاح فلک ) رأس الجدی. رجوع بهمین کلمه شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در جدی و دلو روی به سختی نهاده است زانرو دو چله تعبیه شد بر کمان برف
💡 زحل را جدی و دلو و مشتری باز به قوس و حوت کرد انجام و آغاز
💡 دگر میزان عقرب پس کمان است ز جدی و دلو و حوت آنجا نشان است
💡 از این جهت ما با اشکالات جدی مواجهیم و فاقد زمانشناسی درست هستیم.».
💡 عوارض جدی که ممکن است موجب ناتوانی و مرگ شوند عبارتند از:
💡 تا حَمَل را باز نشناسد ز جدی آهوی چرخ جشن نوروزی دو مه پیش از کمان آراستند