راه نارفته

لغت نامه دهخدا

راه نارفته. [ رَ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب، ق مرکب ) نعت مفعولی از راه نارفتن. که راه نرفته باشد. که هنوز راه نرفته است. که هنوز آغاز راهروی نکرده است:
راه نارفته کی رسی جایی
جای نادیده چون نهی پایی.اوحدی.

جمله سازی با راه نارفته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دلم نشیمن غیر از خیال تو خجلم که میهمان عزیز است و خانه نارفته ست

💡 عاملان بینم بازآمده غمگین ز عمل کارناکرده و نارفته به دیوانِ شمار

💡 اثر غالیه عیدی نارفته هنوز زان بنا گوش که با سیم زند رنگش بر

💡 نارفته ره، رونده به جایی نمی‌رسد ناچار رفته‌اند ره، آنگه رسیده‌اند

💡 تا کرده‌ام ز منزل هستی سفر گزین نارفته نیم‌گام به مقصد رسیده‌ام

💡 که نارفته بیرون ز آغوش زن کدامش هنر باشد و رای و فن؟

دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز