درمان شناسی
مترادفها
پزشکی، طبابت
متضادها
بیماری شناسی
لغت نامه دهخدا
درمان شناسی. [ دَ ش ِ ] ( حامص مرکب ) درمان شناس بودن. اصول تداوی.
فرهنگ فارسی
درمان شناس بودن اصول تداوی
جمله سازی با درمان شناسی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 من از لطافت تو شاکرم که درد مرا لطافت تو به جای علاج و درمان است
💡 طبیب نیست درین شهر بند و تو رنجور پی علاج خود ایدل تو فکر درمان کن
💡 فیّاض به درد عشق خو کن کاین درد درمان هزار درد بیدرمانست
💡 اگر پرده براندازد ز رویش شود درمان دلم از رنج کویش
💡 آنکه در درد بماندی ز بلای شیطان هر کرا مجلس او آیت درمان نشود
💡 در دست در درونم درمان آن ندانم ساقی بیار جامی پ ز زهرو وارهانم
💡 مطالعه عمیق در زمینه درمان شناسی به پزشکان کمک میکند تا روشهای جدید و موثرتری برای مقابله با بیماریهای پیچیده پیدا کنند.
💡 در دانش درمان شناسی، توجه به عوامل روانی و محیطی بیمار به اندازه درمانهای فیزیکی در روند بهبود کامل او بسیار تاثیرگذار است.
💡 پژوهشگران در رشته درمان شناسی تلاش میکنند تا با تحلیل دقیق علائم، بهترین پروتکلهای درمانی را برای هر بیمار شخصیسازی کنند.