لغت نامه دهخدا
دایم المرض. [ ی ِ مُل ْ م َرَ ] ( ع ص مرکب ) پیوسته بیمار. همیشه رنجور. پیوسته دردمند. که هماره رنجور بود. رجوع به دائم المرض شود.
دایم المرض. [ ی ِ مُل ْ م َرَ ] ( ع ص مرکب ) پیوسته بیمار. همیشه رنجور. پیوسته دردمند. که هماره رنجور بود. رجوع به دائم المرض شود.
پیوسته بیمار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قال على عليه السلام: فى المرض يصيب الصبّىقال كفّارة لوالديه. ثواب الاعمال / 432
💡 ((... المرض لا اجر فيه ولكنَّه لا يدع على العبد ذنبا الاّ حطَّه )).(763)
💡 قال رسول الله صلّى اللّه عليه و آله: لولا ثلثة فى ابن آدم ما طاءطاء راءسه شىء المرض و الفقر و الموت و كلّهن فيه و انّه لمعهنّ لوثّاب. بحار / 72 /5 3