فرهنگستان زبان و ادب
خیش آتش بر
{fire plough} [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] خیشی بزرگ و سنگین که برای ایجاد آتش بُر به اسب یا تراکتور می بندند
خیش آتش بر
{fire plough} [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] خیشی بزرگ و سنگین که برای ایجاد آتش بُر به اسب یا تراکتور می بندند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این تیغه در پشت استخوانی بوده ولی در قدام بینی ساختاری غضروفی دارد. استخوان خیش بخش پشتی زیرین، تیغه بینی را ایجاد میکند.
💡 تا تو آن خیش ببستی به سر اندر، پسرا بر دلم گشت فزون از عدد ریشهش ریش
💡 خیش اشکن، روستایی است از توابع بخش دلوار در شهرستان تنگستان استان بوشهر ایران.
💡 آسمان خود سال و مه با بنده این دستان کند در دی اش با خیش دارد در تموزش با فنک
💡 کافور خواه و بیدتر، در خیشخانه باده خور با ساقی فرخنده فر زو خانه فرخار آمده
💡 منم امروز و تو و مطرب و ساقی و حسود خویشتن گو به در حجره بیاویز چو خیش