خطبه ارا

مترادف‌ها

خطیب، سخنور، واعظ

لغت نامه دهخدا

( خطبه آرا ) خطبه آرا. [ خ ُ ب َ / ب ِ ] ( نف مرکب )خطبه گو. آنکه بر سر منابر خطبه می گوید:
تا سیه پوشان نورانی سلاطین را بعید
خطبه آرایند بر منبر به نیکویی خطاب.سوزنی.

فرهنگ فارسی

( خطبه آرا ) خطبه گو آنکه بر سر منابر خطبه می گوید: تا سیه پوشان نورانی سلاطین را بعید خطبه آرایند بر منبر به نیکویی خطاب

جمله سازی با خطبه ارا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وگر بنام عدوی تو هیچ خطبه کنند ز چپ و راست درافتد به منبر آتش و آب

💡 بی نام تو نقش سکه وارون گردد بی یاد تو کام خطبه خوان خون گردد

💡 تا نخواند خطبه بلبل، در زمان عفتت بر ندارد برقع از رخسار گل، باد صبا

💡 10 سخنان صديقه طاهره با اميرالمؤ منين بعد از ايراد خطبه درمسجد

💡 منبر از یادت جناب خطبه عالی داشته دولت از نامت دهان سکه خندان یافته

💡 8- ( نهج البلاغه ) ترجمه شهيدى ص 224، خطبه 1193. ( اثباتالوصيّه ) ص 182، چاپ انصاريان، قم.

💡 آن خطبه ارا با صدای رسا و کلامی نافذ، توانست جمعیت زیادی از مردم را در آن مراسم مذهبی بزرگ و باشکوه مجذوب خود کند.

💡 در دوران باستان، خطبه ارا نقش مهمی در هدایت افکار عمومی و انتقال پیام‌های اخلاقی و اجتماعی به توده‌های مردم در میادین شهر داشت.

💡 او به عنوان یک خطبه ارا با تجربه، همواره با استفاده از استعاره‌های زیبا، پیچیده‌ترین مفاهیم فلسفی را برای شنوندگان خود به سادگی بازگو می‌کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران