فرهنگستان زبان و ادب
{colour attribute} [شیمی، مهندسی بسپار علوم و فنّاورى رنگ] خصیصۀ سه بُعدی ظاهر یک جسم یا منبع نور یا روزنه که یکی از ابعاد آن روشنی و دو بعد دیگر فام نابی را بیان می کند
{colour attribute} [شیمی، مهندسی بسپار علوم و فنّاورى رنگ] خصیصۀ سه بُعدی ظاهر یک جسم یا منبع نور یا روزنه که یکی از ابعاد آن روشنی و دو بعد دیگر فام نابی را بیان می کند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شد تا رخ همیشه بهار تو بی نقاب پیوند خود ز چهره گلها برید رنگ
💡 این درگیریها برای چند روز کم رنگ شد اما بار دیگر در ۱۵ بهمن همان سال درگیریها شدت گرفت.
💡 وجود من ز محبت از آن چو برق افروخت که رنگ آن دورخ افروخت چهره چون گلنار
💡 همین بس خون بهای من که: روز کشتنم دستش نگار ساعد خود را به خونم رنگ در بندد
💡 خط بیکرلو در نقشههای متروی لندن با رنگ قهوهای نمایش داده میشود.
💡 در مقابل او لوحى سبز رنگ ديدم كه گمان كنم از نوع زمرّد بود؛ و سپس در آن لوحنوشته هائى را به رنگ سفيد، شبيه نور خورشيد مشاهده كردم، كه برايم تعجّب آوربود.