لغت نامه دهخدا
خرگه ازرق. [ خ َ گ َ هَِ اَ رَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از آسمان. ( برهان قاطع ) ( انجمن آرای ناصری )( آنندراج ). رجوع به خرگاه ازرق درین لغت نامه شود.
خرگه ازرق. [ خ َ گ َ هَِ اَ رَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از آسمان. ( برهان قاطع ) ( انجمن آرای ناصری )( آنندراج ). رجوع به خرگاه ازرق درین لغت نامه شود.
کنایه از آسمان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سرایی که از عرش دیدی درود سیه خرگهی گشت از تیره دود
💡 سر بر آر از خواب بنگر سرنگون خرگهی کان بُد، تو را جای سکون
💡 خامشی بهتر که نتوانم گرفت خیمه گردون چو خرگه در نمد
💡 خود آمد زنو سوی خرگه فراز به پای اندر استاد بهر نماز
💡 گرفتش دست و بنشاندش بر آن دست برون آمد در خرگه فرو بست