خاک لیسی
مترادفها
خاکمالی
متضادها
پاکیزگی
لغت نامه دهخدا
خاک لیسی. ( حامص مرکب ) عمل خاک لیس. خاک لیسیدن:
خاک لیسی پیشه می باید نمودن همچو آب
بهر نانی، تا بکی هر سو دوان باشد کسی.میرزا سعید اشرف ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
عمل خاک لیس خاک لیسیدن
جمله سازی با خاک لیسی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به زهر خویش اگر دست آوری به که از شهد کسان انگشت لیسی
💡 بتام بزرگترین فرزند از ۱۴ فرزند کشیش ویلیام بتام از استانهم اسپال، سافک و مری دامانت از ای، سافک بود پدرش در مورد شجره نامه بارونتاژ سلطنتی و انگلیسی تحقیق و کتابی منتشر کرد. پدر او همچنین یک مدیر مدرسه و کشیش کلیسا در روستای استوک لیسی، در شهرستان هرفوردشر بود.
💡 تا کی به هزار شعف لیسی ته ماندهٔ کاسهٔ ابلیسی؟
💡 تا کی به هزار شعف لیسی ته مانده ی کاسه ابلیسی؟
💡 نبود چون تو ابله هیچ بخیل کاب لیسی همی تو بر لب نیل