خارج نزدن

لغت نامه دهخدا

خارج نزدن. [ رِن َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) ادای خارجی نکردن و در مقام گوز دادن نیز گویند و از اهل زبان بتحقیق پیوسته. ( آنندراج در لغت خارج نزنی ). و رجوع به خارج زدن شود.

فرهنگ فارسی

ادای خارجی نکردن و در مقام کوز دادن گویند و از اهل زبان بتحقیق پیوسته.

جمله سازی با خارج نزدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بود حزم آنکه گر حرفی بمنقول نیوشی‌ وان بود خارج ز معقول

محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز