حسین براقی

لغت نامه دهخدا

حسین براقی. [ ح ُ س َ ن ِ ب ُ ] ( اِخ ) ابن احمدبن حسین نجفی. رجوع به حسون براقی شود.

جمله سازی با حسین براقی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بدستش عنان براقی چو برق که بیننده ناکردش از برق فرق

💡 دیدم به خواب دوش براقی ز نور جان میدانش نی ولیکن جولانش بیکران

💡 بکش نعلهای خرت را که ترسم براقی کند سوی گردون بپرد

💡 نماید آینه‌ام عکس روی و قانع نیست صور نماید و بخشد مزید براقی

💡 صد هزار از ما بمیرد زار بار تا شود یک ره براقی آشکار

اندوخت یعنی چه؟
اندوخت یعنی چه؟
تلوار یعنی چه؟
تلوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز