حسنک سرا

لغت نامه دهخدا

حسنک سرا. [ ح َ س َ ن َ س َ ] ( اِخ ) دهی است جزء دهستان حومه بخش رودسر شهرستان لاهیجان. شش هزارگزی جنوب خاوری رودسر، طرفین شوسه رودسر به شهسوار. کنار دریا، مرطوب، مالاریایی. سکنه آن 150 تن. زبان گیلکی و فارسی. آب آن از نهر پلرود. محصول آنجا برنج، چای، کنف، به. شغل اهالی زراعت. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).
حسنک سرا. [ ح َ س َ ن َ س َ ] ( اِخ ) رجوع به حسن سرا شود.

جمله سازی با حسنک سرا

💡 جوانمرگی نیست! با شیدایان تاریخ -سهروردی و حسنک و عین‌القضات و سیف فرغانی- قربانیان آیه‌ها و سایه‌ها؛ در سماعی سرخ پای‌کوبیدن. این جاودانگی رسالت تاریخی است!

💡 حسنک را سوی دار بردند و به جایگاه رسانیدند، بر مرکبی که هرگز ننشسته بود؛ و جلادش استوار ببست، و رسن‌ها فرود آورد؛ و آواز دادند که: «سنگ دهید.» هیچ‌کس دست به سنگ نمی‌کرد، و همه زارزار می‌گریستند خاصه نیشابوریان. پس مشتی رند را سیم دادند که سنگ زنند؛ و مرد خود مرده بود، که جلادش رسن به گلو افکنده بود و خپه کرده.

💡 حسنک را سوی دار بردند و به جایگاه رسانیدند، بر مرکبی که هرگز ننشسته بود؛ و جلادش استوار ببست، و رسن‌ها فرود آورد؛ و آواز دادند که: «سنگ دهید.» هیچ‌کس دست به سنگ نمی‌کرد، و همه زارزار می‌گریستند خاصه نیشابوریان. پس مشتی رند را سیم دادند که سنگ زنند؛ و مرد خود مرده بود، که جلادش رسن به گلو افکنده بود و خپه کرده.