لغت نامه دهخدا
حسن کافی. [ ح َ س َ ن ِ ] ( اِخ ) ابن عبداﷲ آق حصاری قاضی حنفی زاهد بسنوی. درگذشته 1025 هَ. ق. او راست: ازهار الروضات و ده کتاب دیگر که در هدیةالعارفین ج 1 صص 291-292 و کشف الظنون یاد شده است.
حسن کافی. [ ح َ س َ ن ِ ] ( اِخ ) ابن عبداﷲ آق حصاری قاضی حنفی زاهد بسنوی. درگذشته 1025 هَ. ق. او راست: ازهار الروضات و ده کتاب دیگر که در هدیةالعارفین ج 1 صص 291-292 و کشف الظنون یاد شده است.
ابن عبدالله آق حصاری قاضی حنفی زاهد بسنوی اوراست ازهار الروضات و ده کتاب دیگر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نه گلم باشد تمنا نه گلستانم هوس گل مرا روی تو کافی گلستان کوی تو بس
💡 در کتاب کافی نقل شدهاست: «خداوند با هیچ عبادتی چون بداء پرستش نشدهاست».
💡 گنج پر گوهر من اشک ندامت کافی است بر سر گنجی اگر حلقه چو ماری نزدم
💡 حکمت و اخلاق کافی بودی اندر فضل او فیالمثل گر ملک شعر او را مسلم نیستی
💡 مرا به دام تعلق فزون زبون منمای که خشت زیر سر و خاک زیر پا کافی است
💡 این دستگاه ۱ گیگابایت رم دارد که بنظر نمیآید کافی باشد.