حساب عقود انامل

لغت نامه دهخدا

حساب عقود انامل. [ ح ِ ب ِ ع ُ دِ اَ م ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) هریک از بندهای ( عقود ) انگشتان دست را به شماره ای اختصاص داده بودند، چنانکه بندهای دست راست نماینده آحاد و عشرت و بندهای دست چپ نماینده مآت و الوف بود و هنگام شمار کردن آنها را نشان میکردند. صاحب ذریعه گوید: در احادیث آمده که حساب عقود حسابی است که همه مردمان به هر زبان فهم آن توانند، و اختصاص به اهل یک زبان نداشته است. و آقارضی قزوینی گفته است که آن حساب قبطیان بوده و ایشان برای نگاهداری حساب با انگشتان خویش سی و هفت شکل تهیه کردند که نه صورت برای آحاد و نه برای عشرات و نه برای مآت و ده صورت برای الوف بوده است. و برای توضیح حساب عقود کتابهایی بنام «ایضاح الدلائل » و «حل العقود» و «لوح الضبط فی حساب القبط»و «مختصرالجمل » و «ارجوزه جمل عقود» و نه کتاب بنام «حساب عقود» تألیف شده است. ( الذریعه ج 7 صص 9 - 11 ). چلبی گوید: حساب عقود اصابع نزد صحابه پیغمبر متداول بوده است و در این موضوع ابن حرب ارجوزه ای سروده است و شرف الدین یزدی رساله ای دارد. ( کشف الظنون ).

فرهنگ فارسی

هر یک از بندهای انگشتان دست را بشماره یی اختصاص داده بودند

جمله سازی با حساب عقود انامل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تو داری مهر تابان در دو رخسار تو باری ابر آبان از انامل

💡 گل از پیروزه گوئی شکل دستی است گرفته جام لعل اندر انامل

💡 قلم آن فارس مرکب انامل که کردی از حبش در روم منزل

💡 هرکه را دست و پا و پیش و پس است صوت و حرف و انامل و نفس است

💡 بس انامل رشک استادان شده در صناعت عاقبت لرزان شده

💡 بعد از آن چار الف بود همسر/ چو انامل ستاده پهلوی هم‏