لغت نامه دهخدا
زبان فهم. [زَ ف َ ] ( نف مرکب ) آنکه هر معنی را که به وی گویند بفهمد. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به زبان فهمیدن شود.
زبان فهم. [زَ ف َ ] ( نف مرکب ) آنکه هر معنی را که به وی گویند بفهمد. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به زبان فهمیدن شود.
آنکه هر معنی را که به وی گویند بفهمد
💡 به پای نوا، عشق هر سو دوید زبان فهم نغمه، کسی را ندید
💡 جویا شنیده آنکه زبان فهم حیرت است فریادها بود لب خاموش دیده را