لغت نامه دهخدا
حریف گلوبر. [ ح َ ف ِ گ َ ب ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از روزگار غدار. ( شرفنامه منیری ). حریف گلوگیر. ( مجموعه مترادفات، ص 165 ).
حریف گلوبر. [ ح َ ف ِ گ َ ب ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از روزگار غدار. ( شرفنامه منیری ). حریف گلوگیر. ( مجموعه مترادفات، ص 165 ).
کنایه از روزگار غدار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هم لطف تو چون هواروا نبخش هم قهر تو چون اجل گلوبر
💡 تناردیت (معدنی)نمک گلوبر (دکاهیدرات)