حدیقه الموت

لغت نامه دهخدا

( حدیقةالموت ) حدیقةالموت. [ ح َ ق َ تُل ْ م َ ] ( اِخ ) لقبی که پس از مرگ مسیلمه به حدیقةالرحمان دادند. رجوع به حدیقه مسیلمه شود.

جمله سازی با حدیقه الموت

💡 اسما شقیق و مهدی باغ شقایقست هست این حدیقه‌ای که محیط حدایقست

💡 دیده حدیقه ایست سنایی که اندرو منظوم گشت مثنوی آبدار چشم

💡 گل حدیقه دولت بهار گلشن بخت نهال باغ ادب غنچه ریاض حیا

💡 درین حدیقه بسی رازهای پنهانیست به کوش تا مگر از محرمان راز شوی

💡 چه نخل گویمت ای گلبن حدیقه حسن که حاصلم ز تو جز ناله و آهی نیست