حدیث مسروق

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] حدیث مسروق، از اصطلاحات بکار رفته در علم حدیث بوده و به حدیثی که مشتمل بر متن مشهوری که در سند آن قلب عمومی واقع شود، گفته می شود.
حدیث ضعیف دارای اقسامی است.از جمله اقسام حدیث ضعیف حدیث مقلوب است و برای حدیث مقلوب نیز اقسامی ذکر شده است.یکی از اقسام حدیث مقلوب حدیث مسروق است و آن حدیثی است که دارای متن مشهوری است ولی در سند آن قلب عمدی صورت گرفته است.علت قلب سند آن است که حدیث بهتر جلوه کند تا رغبت بدان پیدا شود و بازار آن رواج پیدا کند.
تعبیرات مترادف
مرادف های این اصطلاح عبارتند از: مسروق، خبر مسروق، روایت مسروق.
مامقانی، عبدالله، مستدرکات مقباس الهدایه، ج۶، ص۱۲.
۱. ↑ مامقانی، عبدالله، مستدرکات مقباس الهدایه، ج۶، ص۱۲.
منبع
...

جمله سازی با حدیث مسروق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شرح آن را عيناً از بخارى (157) نقل مى كنيم: مسروق از عايشه امّ المؤ منيننقل مى كند كه: ((ما همه زنان پيغمبر در خدمت حضرت بوديم كه فاطمه وارد شد. به خداقسم ! راه رفتن فاطمه - عليها السّلام - هيچ فرقى با راه رفتن پيغمبر نداشت. وقتىپيغمبر او را ديد، به وى خوشآمد گفت و فرمود: دخترم ! خوش آمدى !

💡 حديث: 27 ابى رحمه اللهقال حدثنا سعد بن عبدالله عن الهيثم بن ابى مسروق النهدى عن على بن اسباط يرفعهالى ابى عبدالله عليه السلام قال ان الله عزوجل يبدا بالنظر الى زوار قبر الحسين بنعلى عليه السلام عشيه عرفه قال قلت قبل نظره الىاهل الموقف قال نعم قلت و كيف ذاك فقال لان فى اولئك اولاد زنا و ليس فى هولاء اولادزنا.

💡 حديث: 4 ابى رحمه اللهقال حدثنى سعد بن عبدالله عن الهيثم بن ابى مسروق النهدى عناسماعيل بن سهل قال كتبت الى ابى جعفر الثانى عليه السلام علمنى شيئا اذا انا قلتهكنت معكم فى الدنيا و الاخره قال فكتب بخطه اعرفه اكثر من تلاوه انا انزلناه و رطبشفتيك بالاستغفار.

💡 وروايت شده: هنگامى كه مردمان براى دفن شهداء حاضر شدند جسد جَوْن را بعد ازده روزيافتند كه بوى مشك از او ساطع بود(204) حجّاج بن مسروق مؤ ذّن حضرت امام حسينعليه السّلام به ميدان آمد و رجز خواند:

💡 ابن ابى الحديد نقل مى كند كه سه نفر بودند كه به على (ع ) ايمان نداشتند: مسروق،مرّه و شريح روايت شده كه چهارمى آنها، شعبى است. (703)

💡 حر تا اذان ظهر كاملا احترام لازم را نسبت به امام مراعات مى نمود. هنگام نماز، امام به حجاجبن مسروق، مؤ ذن خود، دستور داد كه اذان بگويد. پس ‍ از تمام شدن اذان، امام با لباسعادى (عبا و نعلين ) پيش آمد.