جودی افندی طرابزونی

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] جودی افندی طِرابْزونی، عالم و شاعر متأخر ترک می باشد.
وی در شهر طرابزون به دنیا آمد. نامش ابراهیم بود، اما با تخلص شعری اش، جودی، شهرت یافت. گاهی، به سبب معاصر وهم نام و هم تخلص بودن با جودی مِرْزیفونی، با وی یکی دانسته شده است. پدرش، حاجی محمد یومرالی، مدرّس مدرسه دینی اسکندر پاشا بود. جودی، پس از گذراندن دوره ابتدایی در مدرسه (محله (دباغ خانه، در مدرسه) تربیتِ (مُفتی به تحصیل ادامه داد و نزد استادانی چون خوجه درویش و حاجی فائق درس خواند و از سَمَرجی زاده حاجی محمد اجازه گرفت، سپس معلم زبان ترکی مدرسه حمیدیه شد، که آن را شیخ الادبا، علی نقی افندی، تأسیس کرده بود (۱۳۰۰). دو سال بعد عازم مکه شد و مدتی در آن جا اقامت کرد و پس از بازگشت به طرابزون، معلمی را از سرگرفت.
اشتغالات
جودی سالها مدیر مدرسه ابتدایی جودی بیگ بود که با کسب توفیقات بسیار در عرصه فرهنگ طرابزون، توجه و علاقه فراوان مردم را به خود جلب کرده بود. جودی از محل درآمد فروش کتابش، اسماء الحسنی، به گسترش مدرسه یاری نمود. جودی در «اعدادی »(مدرسه مقدماتی ) ناصری، که ایرانیان دایر کرده بودند، آموزگار و سپس مدیر شد. وی همچنین در مدرسه فرانسویان، ارمنیان و یونانیان معلم زبان ترکی بود. وی خدمات دولتی خود را، به عنوان عضو ثابت محکمه تجاری شهر طرابزون، در ۱۳۲۱ آغاز کرد و تا جمادی الاخره ۱۳۲۶، که این محکمه منحل شد، به کار در آن جا ادامه داد. در ۱۳۲۶، به «پایه موصله سلیمانیه »، که از درجات بزرگ علمی بود، ارتقا یافت. در ۱۳۲۸، به معلمی زبان عربی «مکتب سلطانی » (مدرسه متوسطه ) طرابزون پذیرفته شد. در حدود چهار سال نیز عضو مجلس معارف طرابزون و یک سال نیز سردبیر روزنامه ولایتی طرابزون بود.
فعالیت سیاسی
در اثنای جنگ جهانی اول (۱۹۱۴ـ ۱۹۱۸) که طرابزون اشغال شد، جزو بنیان گذاران «طرابزون محافظه حقوق ملیه جمعیتی » (جمعیت دفاع از حقوق ملی طرابزون ) بود و مدتی نیز، در سمت ریاست این جمعیت، در فراهم آوردن مقدّمات نبرد ملی فعالانه شرکت کرد. وی به پیشنهاد نمایندگی مجلس، پاسخ منفی داد، همان طور که پیش از آن نیز پیشنهاد اتحادیون (جمعیت اتحاد و ترقی ) را، مبنی بر پذیرفتن نمایندگی آنان در مجلس، رد کرده بود.
وفات و محل دفن
...

جمله سازی با جودی افندی طرابزونی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اواخر سال ۱۹۵۷ میلادی، شوقی افندی به جهت تهیّهٔ لوازم و اثاثیّه برای دارالآثار، در لندن به سر می‌برد که به آنلوانزای آسیائی مبتلا گردید. او که در اثر این بیماری بسیار ضعیف شده بود، در سحرگاه ۴ نوامبر ۱۹۵۷ قلبش از کار ایستاد. طبق احکام بهائی که جسد را نمی‌توان بیش از یک ساعت از محلّ فوت حرکت داد، بنابراین شوقی افندی در لندن به خاک سپرده شد.

💡 عبدالبهاء، نحوهٔ انتصاب و وظایف هیئت ایادیان را در وصیت‌نامه‌اش (الواح وصایا) تشریح نمود و وظیفهٔ تعیین ایادی امرالله را به ولی امرالله موکول کرد. شوقی افندی، جانشین عبدالبهاء، در زمان حیات خود افرادی را به سِمت ایادی امرالله منصوب داشت.

💡 احمد دری افندی، که برای حل مشکلات راه تجارتی اتریش - ایران در نتیجه پیمان پاسارقچه، با درجه شیکی-سانی به ایران رفته بود، نخستین کتاب سفارت‌نامه مربوط به ایران را نوشته‌است. در این کتاب، او به عیاشی‌های سفر، زندگی درباری ایرانیان، روابط دولت ایران با قفقازیان تحت حکومت ایران و وضعیت اداری این کشور پرداخته‌است.

💡 پس از درگذشت شوقی افندی در سال ۱۹۵۷ میلادی، او آخرین حلقهٔ اتّصال بهائیان به خاندان عبدالبهاء محسوب می‌گردید. عبدالبهاء پسر ارشد بهاءالله مؤسّس آیین بهائی بود که از ۱۸۹۲ تا ۱۹۲۱ مسئولیّت ادارهٔ جامعهٔ بهائی را به عهده داشت.