لغت نامه دهخدا
جان بخشان. [ جام ْ ب َ ] ( ص مرکب ) قاسم الحیاة. قاسم الروح. سهمی از سهام، از احکام نجومی: در علم احکام نجوم چون درجه طالع به سعود و نحوس ها سیر کند صاحب حد را که سیر بدان رسد جان بخشان نامند. رجوع به جان بختار شود.
جان بخشان. [ جام ْ ب َ ] ( ص مرکب ) قاسم الحیاة. قاسم الروح. سهمی از سهام، از احکام نجومی: در علم احکام نجوم چون درجه طالع به سعود و نحوس ها سیر کند صاحب حد را که سیر بدان رسد جان بخشان نامند. رجوع به جان بختار شود.
از احکام نجومی
اسم: جان بخشان (پسر) (فارسی)
معنی: جان بخش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تپه سیاه دک مربوط به اواخر هزاره سوم قبل از میلاد است و در سراوان، محله بخشان واقع شده و این اثر در تاریخ ۷ مهر ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۶۰۹۴ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 خط مشی بفتا حمایت، توسعه و ترویج هنرهای تصویری با شناسایی و پاداش به الهام بخشان این عرصه و منفعت رسانی به عموم جامعه است.
💡 گاه مردی تیغ تو بسیار سوزانتر ز برق گاه رادی دست تو بسیار بخشان تر ز یم
💡 آنچه نتوان یافت با صد انتظار از کام دل کام بخشان فلک بی انتظارت داده اند
💡 تپه کلاتک بخشان مربوط به هزاره ۱ تا قروناولیه دورانهای تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان سراوان، ۲ کیلومتری جاده سراوان به خاش واقع شده و این اثر در تاریخ ۱ اردیبهشت ۱۳۴۵ با شمارهٔ ثبت ۵۴۹ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.