لغت نامه دهخدا
جامعالجار. [ م ِ عُل ْ ] ( اِخ ) یاقوت نویسد ساحلی است برای اهل مدینه چنانکه جده ساحل است مر اهل مکه را و گمان می برم که این همان جامع است که از قریه های غوطه است. ( معجم البلدان ). و رجوع به جامع شود.
جامعالجار. [ م ِ عُل ْ ] ( اِخ ) یاقوت نویسد ساحلی است برای اهل مدینه چنانکه جده ساحل است مر اهل مکه را و گمان می برم که این همان جامع است که از قریه های غوطه است. ( معجم البلدان ). و رجوع به جامع شود.
از قریه های غوطه است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قال رسول الله صلّى اللّه عليه و آله: حرمة الجار على الانسان كحرمة امّه.مكارم الاخلاق / 1 / 274
💡 گفت: الجار ثم الدار. گفت ما را نه خود تمام است که دستوری داده اند تا او را پرستیم. اگر بهشت و دوزخ نبودی او را اطاعت نبایستی داشت. استحقاق آن نداشت که بی واسطه تعبد او کنند.
💡 96: همسايه قال الله الحكيم: (والجار ذى القربى و الجار الجنب ) (نساء: آيه 36)
💡 - عن الصادق عليه السلام:انّ الجار يشفع لجاره و الحميم لحميمه، ولو انّ الملائكةالمقرّبين و الا نبياء المرسلين شفعوا فى ناصب ما شفّعوا.(820)
💡 قال رسول الله صلّى اللّه عليه و آله: الجار ثم الدار الرفيق ثم السفر.مستدرك / 8 / 429
💡 و فى حديث آخر من طلب الدنيا استغناء عن الناس و تعطفا على الجار لقى الله و وجههكالقمر ليله البدر.