تنگ کلاغ پر

لغت نامه دهخدا

تنگ کلاغ پر. [ ت َ گ ِ ک َ پ َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) نزدیک روشن شدن صبح. آخر شب قماربازان، آنگاه که کلاغ به پرواز آید. نزدیکی های صبح. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). || تنگ غروب. ( فرهنگ عامیانه جمالزاده ). رجوع به تنگ غروب و تنگ و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ معین

( ~. کَ. پَ ) (ق مر. ) (عا. ) آخر شب، نزدیکی های صبح.

فرهنگ فارسی

نزدیک روشن شدن صبح. یا تنگ غروب.

جمله سازی با تنگ کلاغ پر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کَشکَرَک سرده‌ای شامل ۲ تا چهار گونه از اعضای خانوادهٔ کلاغان است.

💡 برگ کاج رئیس قبیله کلاغ بود که در نبردهای بین سرخپوستان دهه ۱۸۳۰ پیروز شد.

💡 ریش مردک شد سفید و ماند از آن ده موسیه گوید او هست این دو رنگ از ریش خود گیرد کلاغ

💡 من بفریاد رقیب از سر کویت نروم شاهبازم چه غم از بانگ کلاغی دارم

💡 همای عزتی پر می‌زند آن سوی اوهامت کم پرواز عنقا گیر اگر گیری‌ کلاغ دل

💡 چسان علاج‌گریزی‌که نیست راه‌گریز نیی‌ کلاغ و کبوتر که بر پری ز وکن

داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز