لغت نامه دهخدا
تنگ غروب. [ ت َ گ ِ غ ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) نزدیک غروب. تمام نزدیک غروب. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).رجوع به تنگ کلاغ پر و تنگ و دیگر ترکیبهای آن شود.
تنگ غروب. [ ت َ گ ِ غ ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) نزدیک غروب. تمام نزدیک غروب. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).رجوع به تنگ کلاغ پر و تنگ و دیگر ترکیبهای آن شود.
نزدیک غروب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تنگ غروب بود که آمدم بیرونی یعنی منزل مرحوم واحدی، دیدم واحدی و آقاسید هاشم حسینی در اتاق نشستهاند.
💡 به دنبال پخش شدن ویدیوی صادق بوقی و آهنگ " یه روزی تنگ غروب آسمون " نام کیوان دوباره بر زبانها افتاد و مردم علاقهمند به شنیدن دوباره این ترانه شدند. این آهنگ در سال ۱۳۵۱ منتشر شد.
💡 آهنگ یه روزی تنگ غروب آسمون که برای اولین بار در سال ۱۳۵۱ منتشر شد.