تغافل نمودن
مترادفها
نادیده گرفتن، چشمپوشی کردن
متضادها
توجه کردن، دقت کردن
لغت نامه دهخدا
تغافل نمودن. [ ت َ ف ُ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) غفلت نمودن از چیزی. ناآگاهی نمودن از چیزی یا موضوعی: سلطان از کثرت لغط و سورت شطط ایشان تغافل نمود. ( ترجمه تاریخ یمینی چ اول تهران ص 332 ).
جمله سازی با تغافل نمودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 حال دل می داند آن شوخ و تغافل می کند این سزای آنکه سر عشق را اظهار کرد
💡 به تیغ تغافل نمی توان کشتن شهید پرسش مژگان عذرخواه توام
💡 با شهید خویش آن چشم تغافل کیش را هر سر مژگان زبان عذرخواه دیگر است
💡 چه لازمست چنان مشق سرگرانی کرد که یک نفس نتوان غافل از تغافل شد
💡 گردش چشم سیاهش را نشانی هست اسیر هر تغافل خنده حاضر جواب دیگر است
💡 امّیدم از آن چشم سیه، بود نگاهی دردا که تغافل کده کردی دل ما را
💡 او تصمیم گرفت برای حفظ آرامش خانواده، نسبت به برخی رفتارهای اشتباه همسرش تغافل نمودن را انتخاب کند تا از تنشهای بیهوده جلوگیری نماید.
💡 مدیر شرکت سعی کرد با تغافل نمودن از اشتباهات کوچک کارمندان، محیط کاری را از تنش و استرسهای بی مورد و اضافی دور نگه دارد.
💡 گاهی اوقات برای پیشرفت در زندگی، لازم است که از برخی انتقادهای بیمورد دیگران تغافل نمودن را یاد بگیریم و تمرکز را حفظ کنیم.