ترش لگام

لغت نامه دهخدا

ترش لگام. [ ت ُ / ت ُ رُ ل ِ ] ( ص مرکب ) بدلگام و سرکش. رجوع به ترش لگامی و ترش لگامی کردن شود.

فرهنگ فارسی

بد لگام و سرکش.

جمله سازی با ترش لگام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زبهر حشمت تو آسمان همی سازد لگام ‌اسب تو را از ستاره طرف و دوال

💡 گفتم ای جان ببین زین دلم سست تنگ گفت که زین پس ز جهل وامکش از پس لگام

💡 ابلق دوران نتابد هرگز از امرش لگام توسن گردون نپیچد هرگز از حکمش عنان

💡 چوتو عنان عنایت بدست من دادی لگام بر سر این توسن حرون کردم

💡 جوزا لگام مرکبش وز گرد قلب عقربش روی آفتاب و تن شبش دم جو ز هر سان بینمش

💡 از این توسنی به که باشیم رام که سیلی خورد مرکب بد لگام

اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
بلاسیدن یعنی چه؟
بلاسیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز