ترانه گشتن
لغت نامه دهخدا
ترانه گشتن. [ ت َ ن َ / ن ِ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) کمال شهرت یافتن. ( ارمغان آصفی ). افسانه شدن. به کمال شهرت رسیدن. رجوع به ترانه شدن شود:
در کسوت اغیار چو بنمود رخ، آن یار
این قصه در آفاق جهان گشت ترانه.اسیری لاهیجی ( از بهار عجم ) ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
کمال شهرت یافتن افسانه شدن به کمال شهرت رسیدن.
جمله سازی با ترانه گشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به دست نسخه مدح و به لب ترانه عشق به دیده گریه شوق و به سینه ناله زار
💡 خبرگزاریها و رسانههای بسیاری به نقد و حاشیههای این ترانه پرداختند.
💡 شعر متن این ترانه را، ترانهسرای برجستهٔ فرانسوی «دیدیه باربولیویان» نوشته است.
💡 این تکآهنگ در چارتهای در رتبه اول و در چارتهای اسکاتلند، جزو ده ترانه اول قرار گرفت.
💡 به جام هستی می الستی، بریز ساقی ز روی مستی ترانه سر کن چو خوش نشستی به رغم دشمن به کام یغما
💡 یا رب چه تیر بر پر آن خوش ترانه مرغ آمد، که خون ز بال فشان زین چمن برفت؟!