بیمار وانی

لغت نامه دهخدا

بیماروانی. [ مارْ ] ( حامص مرکب ) بیماربانی. بیمارداری. پرستاری. ( یادداشت مؤلف ): تطلیة؛ بیماروانی کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( المصادر زوزنی ). التمریض؛ بیماروانی کردن یعنی در کار بیمار ایستادن. ( مجمل اللغة ).

فرهنگ فارسی

بیمار بانی. بیمار داری. پرستاری. بیمار وانی کردن.

جمله سازی با بیمار وانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سوزد دلم به حالت بیمار کربلا کو را به غیر اشک، دوا و غذا نبود

💡 اثری کرد هوا در من و بیمار شدم به دو چشمش که علاج من بیمار کنید

💡 منه بر دل تو چندین بار تیمار که از تیمار گردد مرد بیمار

💡 هزار پاره شده پیرهن بدان تن زرد چنانکه بر تن بیمار جامه خلقان

💡 دوست را گر سر پرسیدن بیمار غم است گو بیا خوش که هنوزش نفسی می‏‌آید

💡 تو ای جان من ای بیمار چونی؟ درین بیماری و تیمار چونی؟

فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز