لغت نامه دهخدا
بیش ستانی. [ س ِ ] ( حامص مرکب ) عمل بیش ستان. اخذ بیش از حد:
با تو نمایند نهانیت را
کم دهی و بیش ستانیت را.نظامی.
بیش ستانی. [ س ِ ] ( حامص مرکب ) عمل بیش ستان. اخذ بیش از حد:
با تو نمایند نهانیت را
کم دهی و بیش ستانیت را.نظامی.
عمل بیش ستان. اخذ بیش از حد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 توئی به جای دو جدت سر جهان را تاج سزد که از رؤسای جهان ستانی باج
💡 جهان ستانی شاها به نام تو ختم است چنان که خاتم زر کامل از نگین بینی
💡 هرگه که عشوه ای ز سر ناز می دهی جان می ستانی از من و دل باز می دهی
💡 ستانی ز بی برگی آن بوم را چو آتش که عاجز کند موم را
💡 جو به جو هرچه زو ستانی باز یک به یک هم بدو رسانی باز
💡 چون صدقه ستانی است شکر لعل لبت را وصف لب لعلت به شکر مینتوان کرد