لغت نامه دهخدا
بوی گرفتگی. [ گ ِ رِ ت َ / ت ِ ] ( حامص مرکب ) تعفن. بدبویی. گند. ( فرهنگ فارسی معین ) ( ناظم الاطباء ).
بوی گرفتگی. [ گ ِ رِ ت َ / ت ِ ] ( حامص مرکب ) تعفن. بدبویی. گند. ( فرهنگ فارسی معین ) ( ناظم الاطباء ).
تعفن بدبویی گند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر صفحه مداری گردش ماه به دور زمین همان صفحه مداری گردش زمین به دور خورشید میبود، در هر ماه یک بار خورشید گرفتگی رخ میداد. اما وجود ۵ درجه انحراف زاویهای بین این دو صفحه، باعث میشود که در بسیاری از ماهها، ماه از بالا یا پایین قرص خورشید بگذرد.
💡 در ۳۱ مرداد ۱۴۰۰ مظهر قنات قصبه گناباد که تنها اثر خراسان رضوی در فهرست میراث جهانی سازمان یونسکو و قدیمیترین قنات جهان میباشد، اخیراً به بهانه جلوگیری از گرفتگی و پس زدن آب در طول مسیر، توسط هیئت امنای این سازه باستانی با خاک پر و برچیده شد.
💡 وارد آمدن ضربه به بینی تا قبل از کامل شدن بلوغ، میتواند باعث آسیب دیدن این مراکز غضروفسازی یا استخوانسازی شود. این ضربه ممکن است هنگام تولد نوزاد، در حین گذر از کانال زایمان به بینی وارد شود یا در طول زندگی اتفاق بیفتد. بسته به شکل و محل کجی تیغهٔ بینی، انحراف منجر به تنگی و گرفتگی یک یا هر دو مجرای بینی میشود.
💡 مروری بر خواص مواد متشکلهٔ پماد ب. ب. کلد نشان میدهد که این پماد باید دارای خاصیت ضد میکروبی، ضدقارچی، ضد ویروسی و آنتی سپتیک باشد. از طرفی مصرف موضعی این پماد نیز، موجب درمان برونشیت، تنگی نفس و گرفتگی بینی میشود.
💡 هم چنین، اطلاعاتی در زمینه تأثیر استفاده از هوای مرطوب گرم در بهبود بیماری در دسترس نیست. با این حال آزمایشها نشان میدهد که نوشیدن مایعات زیاد (بیش از ۸ لیوان در روز) کمک میکند تا خلطها رقیق شده و گرفتگی بینی کمتر شود.