بسر پیچیدن

لغت نامه دهخدا

بسر پیچیدن. [ ب ِ س َ دَ ] ( مص مرکب ) الحاح و سماجت کردن. ( غیاث ) ( آنندراج ). || نام داوست از کشتی. ( غیاث ). نام فنی است از کشتی. ( آنندراج ). و رجوع به بر سر پیچیدن شود. || بسر پیچیدن دستار و مانند آن. ( از آنندراج ):
غیرپندارت بسر دستار زر پیچیده ام
این نه دستار است دردسر بسر پیچیده ام.میرزا امان اﷲ امانی ( از آنندراج ). || باصطلاح لوطیان فعل بد کردن را گویند. ( از آنندراج ):
پر مکرر شده دستار زری
ساده باشد بسرش می پیچم.میرنجات ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

الحاح و سماجت کردن یا نام دواست از کشتی نام قنی است از کشتی یا بسر پیچیدن دستار و مانند آن یا باصطلاح لوطیان فعل بد کردن را گویند.

جمله سازی با بسر پیچیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 صید مطلب را کمندی به ز پیچ وتاب نیست رشته جا در دیده گوهر ز پیچیدن گرفت

💡 دیر خواندی سوی خویش و زود فهمیدم دریغ بیش از این پایم ز گرد راه پیچیدن نداشت

💡 مجو از ناله‌ام تاب نفس در سینه دزدیدن که این طومار حسرت بر ندارد ننگ پیچیدن

💡 نوار حضایه برای پیچیدن دور کمر، روی چادر استفاده می‌شود و علاوه بر آن برای تزیین دمپای شلوار بندری، تزیین روی کیف زنانه، دور شال، روسری و… نیز به‌کار می‌رود.

💡 یک شال نیز برای پیچیدن روی کمر استفاده می‌شود که از پارچه دست بافت و با نقوش هندسی و رنگین است. این شال بیشتر در جشن‌ها و عروسی‌ها به کار می‌رود. کلاه مردان نمدی و از پارچه زمخت بافت پشمی است.

خرما یعنی چه؟
خرما یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز