برودت انگیز

لغت نامه دهخدا

برودت انگیز. [ ب ُ دَ اَ ] ( نف مرکب ) کدورت انگیز میان دوستان. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به برودت و برودة شود.

فرهنگ فارسی

کدورت انگیز میان دوستان.

جمله سازی با برودت انگیز

💡 وجود حوض آب و بادگیر در این فضا علاوه بر پایین آوردن میانگین دمای داخلی باعث افزایش رطوبت و برودت میشده‌است.

💡 گفته اند اول شود قلب هوا وانگه شود از حرارت تا برودت آب آتش آتش آب

💡 برای انجام اندازه‌گیری برودت‌سنجی NMR، مایعی در نمونه متخلخل فرومی‌رود، نمونه خنک می‌شود تا تمام مایع منجمد شود و سپس به آرامی گرم می‌شود، در حالی که مقدار مایعی که مایع است اندازه‌گیری می‌شود.

💡 از برودت بسته شد راهی که بود از دل بدل ز آن خبر از دردم آن نامهربان را کمتر است

💡 در سال 1395 در زمینی به مساحت 3500 مترمربع، سردخانه‌ای دومداره (زیرصفر و بالای صفر) با مبرد آمونیاک به ظرفیت 5000 تن به همراه سیستم چیلر آبسرد با ظرفیت 3000 کیلووات برودتی با موتورخانه مشترک احداث شد.

💡 هوا فسرده به حدی که وام کرده مگر برودت از دم بدخواه شاه عرش جناب

فراخوانی یعنی چه؟
فراخوانی یعنی چه؟
اوج یعنی چه؟
اوج یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز