لغت نامه دهخدا
اﷲ اکبر زدن. [ اَل ْ لا هَُ اَ ب َ زَدَ ] ( مص مرکب ) اﷲ اکبر گفتن. تکبیر. رجوع به اﷲ اکبر شود: چو دریای اخضر اﷲ اکبر زدند. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1272 ص 410 ). بر پشت اسبان نشستند و اﷲ اکبر زدند. ( ترجمه تاریخ یمینی ایضاً ص 426 ).
اﷲ اکبر زدن. [ اَل ْ لا هَُ اَ ب َ زَدَ ] ( مص مرکب ) اﷲ اکبر گفتن. تکبیر. رجوع به اﷲ اکبر شود: چو دریای اخضر اﷲ اکبر زدند. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1272 ص 410 ). بر پشت اسبان نشستند و اﷲ اکبر زدند. ( ترجمه تاریخ یمینی ایضاً ص 426 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نعره الله اکبر موکبت گفته بلند آیت نصرمن الله رایتت کرده بیان
💡 دشتستان و حومه و او نیز فرزند میرزا علی اکبر خان برازجانی
💡 جهاندار فرمان روا شاه اکبر که ملک از پدر تا به آدم گرفته
💡 نعره الله اکبر موکبت گفته بلند آیت نصرمن الله خنجرت کرده بیان
💡 روان را ده از زلف اکبر کمند که آسان گر آید به چرخ بلند