اندوهگین گشتن

لغت نامه دهخدا

اندوهگین گشتن. [ اَ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) اندوهگین شدن. غمناک شدن:
وگر ترس یزدان پاک است این
که گشت این چنین دلش اندوهگین.فردوسی.چو گیو دلاور بتوران زمین
بدینسان همی گشت اندوهگین.فردوسی.و رجوع به اندوهگین شدن و اندوهگین گردیدن شود.

فرهنگ فارسی

اندوهگین شدن ٠ غمناک شدن

جمله سازی با اندوهگین گشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هنرور را فلک دایم ز اشک اندوهگین دارد چو تیغ از جوهر خود تا به کی چین بر جبین باشم

💡 هر خوشی که فوت شد از تو مباش اندوهگین کو به نقشی دیگر آید سوی تو می دان یقین

💡 فلک را نیست از یکرنگی من آگهی جویا مرا دارد غمین هر جا دلی اندوهگین دارد

💡 روز پنج‌شنبه (۲۹ ژوئیه/ ۵ مرداد) ۱۳۹۶، مراسم تشییع و خاکسپاری بنیتا در امام‌زاده «ابراهیم و اسماعیل» شهر ری با حضور جمعیتی انبوه و اندوهگین از مردم برگزار شد.

💡 فزّاع بر وزن فعّال و با ریشه " فـ ز ع " در زبان عربی از اسامی مبالغه و به معنی شخصی ست که از ناراحتی دیگران بسیار اندوهگین می‌شود و همواره در صدد کمک رسانی و حل مشکلات آنان است.

💡 لو! کسانی که ایمان آورده‌اند و یهودیان و نصارا و صابئیان - هر کس به خدا و روز بازپسین ایمان آورده و عمل نیک‌انجام دهد - قطعاً پاداش آنها نزد پروردگارشان است نه ترسی بر آنها وارد می‌شود و نه اندوهگین می‌شوند.

کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
کاپل یعنی چه؟
کاپل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز