لغت نامه دهخدا
اندرکشنده. [ اَ دَ ک َ / ک ِ ش َ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) جذب کننده. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به اندر کشیدن شود.
اندرکشنده. [ اَ دَ ک َ / ک ِ ش َ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) جذب کننده. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به اندر کشیدن شود.
( اسم ) جاذب جذب کننده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و دلیل بر این آن که رسول(ص) گفت که چون دو مرد با یکدیگر به شمشیر جنگ کردند و یکی کشته آید، کشنده و کشته هر دو به دوزخ باشند. گفتند، «کشته باری چرا؟» گفت، «برای آن که می خواست که بکشد اگر توانستی». و دیگر گفت، «مردی مالی نه به علم نفقه کند و دیگری گوید اگر من نیز داشتمی همچنان کردمی هر دو در بزه برابرند». و این هم قصد دل بیشتر نیست.
💡 فلین در سال ۲۰۲۰ در نخستین تجربه حضور در یک فیلم سینمایی، در فیلم چهره کشنده ایفای نقش کرد.
💡 خاستگاه ماهیچه کشنده نیام پهن، ستیغ تهیگاهی (ایلیاک کرست) و پیوندگاه آن مسیر تهیگاهیدرشتنئی (ایلیوتیبیال) نیام پهن است.
💡 به که داوری برد کس بقصاصگاه فردا که همان کشنده ای تو که بحشر دادخواهی
💡 یک دو سه هفته ی دگر در پس پرده صبر کن تا چو کشنده ی منی نیک بپرورانمت
💡 چین یکی از کشورهایی است که بیشتر در معرض بلایای طبیعی قرار دارد. سه مورد از ۱۰ مورد کشندهترین بلایای طبیعی جهان در چین اتفاق افتادهاست. سیل ۱۹۳۱ چین، تلفات ۳ میلیون تا ۴ میلیون نفر، سیل رودخانه زرد ۱۸۸۷، تعداد کشته شدگان ۰٫۹ میلیون به ۲ میلیون نفر و زمینلرزه ۱۵۵۶ شاآنشی، تلفات ۰٫۸۳ میلیون نفر.