ال خورشیدی

لغت نامه دهخدا

( آل خورشیدی ) آل خورشیدی. [ ل ِ خوَرْ / خُرْ] ( اِخ ) تیره ای از جانکی گرم سیر چهارلنگ بختیاری.

فرهنگ فارسی

( آل خورشیدی ) تیره از جانکی گرم سیر چهارلنگ بختیاری

جمله سازی با ال خورشیدی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سلطان محمود در دی ماه سال ۸۷۳ خورشیدی درگذشت. پسرش میرزا بای‌سونکَر (همان بای‌سنقر) جانشین وی در فرارود شد.

💡 ۶ فروردین ششمین روز از سال در گاه شماری خورشیدی است. به پایان سال ۳۵۹ روز (۳۶۰ روز در سال کبیسه) مانده‌است

💡 دوش من بودم و خورشیدی و خوش مهتابی بر کف از مشعله ی آتش رخشان آبی

💡 هر ذره دارد در بغل خورشیدی از رخسار تو هر قطره دارد در گره از چشم تو میخانه‌ای

💡 اگر خواهی ز دوران رفع ظلمت در رسد فرمان که در ظلمات از هر ذره خورشیدی برآرد سر

الشهور یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز