افعی ناک

لغت نامه دهخدا

افعی ناک. [ اَ ] ( ص مرکب ) ارض مفعاة؛ زمینی افعی ناک. ( منتهی الارب ). جایی که دارای افعی باشد. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

زمینی افعی ناک جایی که دارای افعی باشد.

جمله سازی با افعی ناک

💡 فقیه از آیت خطش به نور حق نشد بینا زمرد می کشد لعلش مگر در دیده افعی

💡 چهره سیمین دلدارم بود گنجی ز حسن بر سر آن گنج چون افعی پیچان بینمت

💡 برای عوامل افعی تهران به دلیل روایت یک کتک زدن دانش آموز توسط معلم، تشکیل پرونده قضایی شد.

💡 دستشان چون نیش عقرب غرق زهر آبدار کامشان چون ناب افعی پر سموم قاتله

💡 این نوع تولد در میان برخی از خزندگان مانند: افعی‌ها و برخی از آبزیان از جمله گونه‌هایی از ماهی ها