لغت نامه دهخدا
اشکرلاط. [ اَ ک َ ] ( معرب، اِ )اشکیلاط. ارغوانی. شقایقی. وردی. || ماهوت ایرلند. ( از دزی ج 1 ص 25 ). و رجوع به اشکری شود.
اشکرلاط. [ اَ ک َ ] ( معرب، اِ )اشکیلاط. ارغوانی. شقایقی. وردی. || ماهوت ایرلند. ( از دزی ج 1 ص 25 ). و رجوع به اشکری شود.
یا اشکیلاط ارغوانی شقایقی وردی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الحمدلله رب العالمین علی ما اوجب اشکر من تجدید الائه
💡 جعبه کودک خویش دلکش راه اشکر همی سراید خوش